أبو ريحان البيروني ( مترجم : احمد آرام )

112

تحديد نهايات الأماكن لتصحيح مسافات المساكن ( فارسى )

سيزده ساعت و نيم است ، و به‌همين‌گونه بلندترين روز ميانهء هراقليم به اندازهء نيم ساعت از بلندترين روز اقليم پيش از آن بيشتر مىشود تا آنكه در ميانهء اقليم هفتم بلندى درازترين روز شانزده ساعت است . و شمارهء كسانى كه آن سوى اقليم هفتم زندگى مىكنند اندك است و مردمان آنجا خوى ددان دارند ؛ و دورترين جايى كه گروهى از ايشان در آنجا سكونت دارند ، شهريوره است كه از ايسوا دوازده روزه به آنجا مىروند ؛ و از ايسوا تا بلغار بيست روز راه است كه آن را با سورتمه مىسپارند و توشهء راه را بر سورتمه مىنهند و آن را خود يا سگهايشان بر روى برف مىكشند ، يا اينكه استخوانهايى به پاهاى خود مىبندند و بدين وسيله در مدّتهاى كوتاه مسافتهاى دراز مىپيمايند . و داد و ستد مردم يوره چنان است كه كالاهاى خود را در جايى مىنهند و ، به سبب مردم‌گريزى ، خود از آن دور مىشوند ، همان‌گونه كه ساكنان سرزمين لنك نيز با قرنفل ( ميخك ) در دريا داد و ستد مىكنند . و از آن جهت ميانهء اقليم اوّل را از آنجا كه ياد كرديم گرفته‌اند كه آغاز جايگاه كسانى است كه از آدميان به‌شمار مىآيند . و اين بدان جهت است كه خطّ استوا در سوى درياى مغرب از درياى آن سوى سرزمينهاى سياهان مغرب آغاز مىشود ، و سپس بر بيابانها و ريگهاى آنان از نزديكى سرچشمه‌هاى نيل مىگذرد ، و آنگاه به جزاير ديبجات و واقواق و جزاير زابج در سوى مشرق مىرسد . و همهء كسانى كه آن سوى خطّ استوا جاى دارند ، به اندازه‌اى خوى جانورى و درندگى دارند كه گوشت آدميان مىخورند . سپس اين خوى رفته رفته در كسانى كه در شمال خطّ استوا جاى دارند از ميان مىرود ، و چون به اقليم اوّل برسيم ، مردمان خوى شهرنشينى ( تمدّن ) و اخلاق آدمى دارند و بر روشهاى پسنديده زندگى مىكنند . و در اينجا شايسته است كه عرضهاى اقليمها را درست كنيم و از خاصيتهاى پاره‌هاى زمين در راستاى پهنا سخن گوييم كه ، اگر خدا بخواهد ، آن را سودمند مىبينيم . و مىگويم : اگر در شكلى كه پيشتر آمد [ شكل 22 ] ، چنان بگيريم كه HK ميل